کد خبر: 2417

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۷/۲۸ - ۱۶:۵۳

برگرفته از کتاب "پرسش‌ها و پاسخ‌هایی درباره تاریخ، فرهنگ و زبان آذربایجان"

عوامل مؤثر در تحریک مردم به قوم گرایی

خبرگزاری آشکار ؛ دو عامل مهم توجه به زبان های محلی و توزیع مناسب ثروت در مناطق کم­برخوردار مرزی توسط نظام، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند بسياری از توطئه‌های مربوط به قوم­ گرایی در کشور را خنثی سازد.

خبرگزاری آشکار

پرسش: دشمنان با استفاده از چه ترفندهایی مردم آذربایجان را به قوم­ گرایی ترغیب و تشویق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند؟

 

پاسخ: در پاسخ به سؤال پیشین گفتیم که برخی عوامل از جمله شرایط متفاوت اقلیمی و آب و هوایی باعث ایجاد خرده فرهنگ­هایی در کشور شده است. این خرده فرهنگ‌ها از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت است. بنابراین این تفاوت ها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طلبد تا سیاست­گذاران (اعم از قوای سه گانه و نهادها و سازمان‌های دولتی و نیمه دولتی و خصوصی) در کنار تبیین سیاست‌های کلی کشور، برخی سیاست‌ها و برنامه‌ها را براساس خرده فرهنگ‌های محلی به مرحله اجرا بگذارند.

در این میان توجه ویژه نسبت به زبان های محلی و حفظ و حراست از آثار هنری و ادبی که توسط این زبان ها خلق شده‌اند ‌و همچنین توجه ویژه نسبت به توزیع مناسب ثروت در مناطق کم برخوردار مرزی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند یکی از راهکارهای اساسی در جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان در تحریک مردم به قوم ­گرایی باشد. دو عامل مهم توجه به زبان های محلی و توزیع مناسب ثروت در مناطق کم­برخوردار مرزی توسط نظام، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند بسياری از توطئه‌های مربوط به قوم­ گرایی در کشور را خنثی سازد. در این میان آذربایجان نیز از این دو مستثنی نیست.

 

حفظ و حراست از زبان ترکی آذری:

اگرچه پژوهشگران و محققان علم تاریخ معتقدند که زبان باستانی مردم آذربایجان زبان «آذری» بوده است، اما نباید از این نکته مهم غافل شد که زبان فعلی آذربایجان (ترکی آذری) در چند قرن اخیر با زندگی و فرهنگ مردم آذربایجان آمیخته شده و در واقع زبان فعلی جزوی از فرهنگ ملی ما ایرانیان در منطقه آذربایجان است. نباید نسبت به این زبان و سایر زبانهای محلی بی­تفاوت بود. دولت و نهادهای فرهنگی باید نسبت به ثبت و ضبط و نگهداری از این زبان تلاش وافری داشته باشند. البته بخش خصوصی به­ ویژه نشریات محلی و انتشارات مختلف در آذربایجان و تهران نسبت به حفظ و حراست از این زبان کوشیده و تا حدود زیادی هم در این زمینه موفق هستند. اما در این میان برخی هم هستند که تمایل به گرفتن ماهی از آب گل ­آلود را دارند، بدین‌صورت که تحریف زبان فعلی آذربایجان را در سر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرورانند. این عده که بدون شک وابسته به نهادهای امنیتی کشورهای هم ­مرز آذربایجان هستند، سعی دارند تا زبان فعلی آذربایجان را با وارد کردن لغاتی مجهول و مجعول به یکی از زبانهای ترکی کشورهای همسایه تغییر دهند. این سیاست‌ها که در راستای تجزیه فکری آذربایجان و در نتیجه تجزیه سرزمینی آن به انجام می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد در چند سال اخیر ضرباتی را بر پیکره زبان ترکی آذری وارد ساخته است.

براساس اصل 15 قانون اساسی باید زبانهای محلی مورد توجه قرار گرفته و حتی این امکان وجود دارد که در کنار زبان ملی و رسمی کشور، در مدارس هم آموزش داده شود؛ اما این اصل هیچ­گونه تکلیفی برای دولت ایجاد نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. مسئله بعدی اینکه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازوکارهای لازم جهت آموزش زبانهای محلی در کنار زبان رسمی کشور به هیچ وجه در کشور ما مهیا نیستند. باید قبل از هر چیز شرایط برای آموزش مهیا شود. این شرایط هم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند سخت­افزاری باشد و هم نرم­افزاری. به طوری که ابتدا باید کتابهایی برای آموزش این زبانها طراحی و تدوین شود، در ادامه باید کادری مجرب و متعهد برای آموزش این زبانها تربیت گردد.

اما یک نکته نباید مغفول بماند و آن اینکه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ورود دولت به این عرصه قطعاً کمک زیادی به وضعیت نخواهد کرد. در ثانی در خود همین آذربایجان رسانه‌ها و کتاب‌های زیادی در راستای حفظ و صیانت از زبان ترکی آذری به وجود آمده‌اند ‌که قطعاً در مقایسه با نقش دولت در آموزش تأثیرگذاری بیشتری دارند.

 

توزیع مناسب ثروت‌های ملی به ویژه در مناطق کم­برخوردار مرزی:

مروری کوتاه بر شرایط استان‌های مختلف کشور ما را با این واقعیت روبه‌رو می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازد که برخی از مناطق و استان‌ها در فقر عجیبی به سر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برند. اتفاقاً اکثر این استان‌ها هم جزو مناطق مرزی و حساس کشور هستند. در این خصوص باید به یک نکته اشاره کرد و آن اینکه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توزیع نامناسب ثروت‌های کشور محصول یک یا چند دولت اخیر نبوده و شاید بتوان ریشه این تفاوت‌ها را در چندین قرن گذشته جستجو کرد. زمانی که حکام و پادشاهان ایران سعی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند پایتخت‌های خود را در نقاط مرکزی کشور و در جایی که اولاً؛ کمترین تهاجمات مرزی بدان صورت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرفت و دوم اينکه جایی که کنترل بیشتری نسبت به همه جای کشور داشته باشند، انتخاب کنند این مسئله معضلاتی را نیز به همراه داشت که از آن جمله می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان به سرازیر شدن هنرمندان، بازرگانان و صنعتگران به سوی پایتخت اشاره کرد. در نتیجه مراکز مهم کشور به سرعت راه ترقی و پیشرفت را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پیمودند و مراکز مرزی و حاشیه­ای همیشه در فقر و تنگدستی روزگار سپری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند. مصداق بارز این ناهمگونی را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان در شهرهای بزرگی چون تهران، اصفهان و تبریز دید؛ شهرهایی که سالیان متمادی پایتخت بوده‌اند ‌و از قِبَل همین موضوع جزو شهرهای بزرگ و برخوردار کشور هستند.

اما در چند دهه اخیر تلاش زیادی برای ایجاد توازن میان شهرهای مختلف کشور صورت پذیرفته است. در همین آذربایجان ما شاهد پیشرفت روزافزون شهرهای کوچک و مرزی هستیم.

 

نتیجه اینکه دو عامل «توجه به زبانهای محلی» و «توزیع مناسب ثروتهای ملی در مناطق مرزی» می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند کمک شایانی در از بین بردن برخی مطالبات ناحق برخی قوم‌گراها در کشور شود.

ارسال دیدگاه