کد خبر: 3654

تاریخ انتشار: 2017/08/13 - 13:53

رحیم نیکبخت

انقلاب اسلامی و دبیرستان فردوسی

خبرگزاری آشکار ، شهر قهرمان تبریز که در مقاطع تاریخی زیادی پیشتاز مبارزات مردمی و اسلامی بوده است، در این مقطع بسیار مهم نیز در صف اولین شهر های مبارز قرار گرفت.

خبرگزاری آشکار

انقلاب اسلامي از شروع نهضت در سال 1341 تا پيروزي حوادث و وقايع مهمي را به خود ديده كه هر يك به نوبه‌ خود تأثير مهمي در رشد گسترش و شتاب آن داشته است. از جمله اين حوادث قيام 29 بهمن تبريز در چهلم شهداي قيام 19 دي قم مي‌باشد. آذربايجان در طول تاريخ ايران از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده است. در تاريخ انقلاب اسلامي هم از شروع نهضت تا پيروزي بعد از شهر قم (كانون انقلاب) و تهران سومين شهر انقلابي ايران به حساب مي‌آيد. حمله همزمان به مدرسه طالبيه تبريز و مدرسه فيضيه قم در دوم فروردين سال 1342 و قيام 29 بهمن تبريز در چهلم قيام خونين قم از شواهد اين ارتباط است[1].

اين قيام دومين حلقه شتاب‌دهنده حركت نهضت به انقلاب يا حلقه اتصال قيام 19 دي قم به قيام 10 فروردين يزد و جهرم و اهواز مي‌باشد. اهانت به ساحت امام خميني در شرايط مستعد قيام از لحاظ سياسي، اقتصادي و فرهنگي، آن هم پس از تجليل عظيم از ايشان در پي رحلت حاج‌آقا مصطفي نخست قم را به حركت درآورد و قيام قم در تبريز موجي عظيم‌تر ايجاد كرد كه در سراسر ايران تأثير گذاشت و به موج فراگیری تبديل گرديد. نقش دانش‌آموزان دبیرستانی به صورت عمومی و دبیرستان فردوسی به صورت ویژه در تاریخ انقلاب اسلامی بعد از 17 شهریور سال 1357 پر رنگ­تر می‌شود این امر به این معنی نیست که دانش‌آموزان در سال‌های قبل و ایام تبعید امام‌خمینی(ره) از ایران فعالیتی نداشته­اند با بررسی اسناد و خاطرات به فرازهایی از مبارزات دانش‌آموزان دبیرستان فردوسی اشاره خواهیم داشت.

 

ارتباط با دانشجویان مبارز دانشگاه تبریز

نقش دانشگاه تبریز در تاریخ انقلاب اسلامی در منابعی مورد بررسی قرار گرفته است از این رو پرداختن به آن ضرورتی ندارد.[2] دانشجویان دانشگاه تبریز در اوقات بیکاری به تدریس در دبیرستان­های شهر می‌پرداختند که به آشنایی دانش­آموزان دبیرستانی با مسائل سیاسی و اجتماعی منجر می­شد. آقای دایه کوزه‌کنانی دانشجویان وقت دانشگاه تبریز در مورد مدارس تبریز یادآور شده است:

«قبل از انقلاب کلیه مدارس از نظر دیدگاه مانند هم نبودند. مدیریت و گردانندگان بعضی مدارس متفاوت از بقیه بود مثلاً در تبریز تعدادی مدرسه بود که در آنها حرکت­های دانش­آموزی وجود داشت و حداقل درصد قابل توجهی از دانش­آموزان نسبت به مسائل سیاسی روز حساس بودند، از جمله مدرسه منصور (شهید مطهری) دبیرستان فردوسی و دبیرستان صفا. من در دبیرستان صفا درس خوانده بودم آن زمان روی تابلوی مدرسه صفا «جامعه تعلیمات اسلامی صفا نوشته شده بود.» (نیکبخت، 1381: 295 ـ 296)

ارتباط دانشجویان دانشگاه تبريز و دانش‌آموزان دبیرستانی موجب گسترش فعالیت‌های انقلابی به داخل شهر و دبیرستان‌ها می‌شد. بعضی از دانشجویان که در دبیرستان­های شهر هم تدریس می­کردند، در سطح شهر و دبیرستان­های خود سعی می‌کردند دانش­آموزان دبیرستانی را به شرکت در مبازرات دانشجویی تشویق نمایند. در سال 1349 اعلامیه­هایی هم در دبیرستان منصور و فردوسی تبریز توسط مسئولین کشف شد. (نیکبخت،1381: 282)


دانش‌آموزان دبیرستان فردوسی در دوان انقلاب اسلامی

در پی شروع موج جدیدی از گستاخی و توهین رژیم فاسد و وابسته پهلوی نسبت به مرجع و زعیم عالی‌قدر تقلید شیعیان جهان آیت‌الله‌العظمی خمینی(رض) در سال 1356، رژيم با عکس‌العمل غیرتمندانه مردم مسلمان و مبارز ایران نسبت به این گستاخی مواجه شد و حوزه‌های علمیه و علما و مراجع عظام و روحانیت بیدار در سراسر کشور و بالخصوص در شهر مقدس قم در 19 دی 1356 به تظاهرات اعتراض آمیز اقدام نمودند. نظام فاسد و مغرور شاهنشاهی که انتظار چنین واکنشی فراگیر و مردمی را نداشت، برای سرکوب و زهرچشم گرفتن از همه، به کشتار مستقیم مردم معترض قم اقدام نمود. شهر قهرمان تبریز که در مقاطع تاریخی زیادی پیشتاز مبارزات مردمی و اسلامی بوده است، در این مقطع بسیار مهم نیز در اعتراض به کشتار مردم قم و به شهادت رساندن مردم بی‌گناه و مدافع مرجعیت عظیم‌القدر، قیام 29 بهمن 56 را با راهنمائی‌ها و هدایت‌های اولین شهید محراب آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبائی(رض) و از جان گذشتگی‌ها و مجاهدت‌های مردم و دانشجویان آگاه و مبارز آفرید. قیام شجاعانه و توفنده مردم در 29 بهمن با تقدیم 13 شهید والامقام رژیم متکبر شاهنشاهی پهلوی را گیج و مبهوت کرد و با ضربه سنگین و ترمیم‌ناپذیر، کمر حکومت پوسیده را درهم شکست. به گفته بسیاری از مورخان و دست‌اندرکاران انقلاب اسلامی این بزرگترین ضربه‌ای بود که به طور ناگهانی و غیرمنتظره بر سلطنت پهلوی وارد آمد. در قیام قهرمانانه تبریز، در عرض چند ساعت ساختمان حزب فرمایشی رستاخیز شاه به آتش کشیده شد و بسیاری از مراکز دولتی و سینماها و مراکز فساد و بانک‌ها تخریب و در آتش خشم مردم مسلمان سوختند و نیروهای نظامی شاه و سازمان جهنمی ساواک نتوانستند کاری کنند. قیام دلیرانه مردم تبریز سرمشق و درس بزرگی برای مردم دیگر شهرهای ایران مبارز شد. در این مبارزات اسلامی و انقلابی به رهبری امام راحل همراه سایر اقشار مردم تبریز، فرهنگیان و به ویژه دانش‌آموزان آگاه و شجاع دبیرستان فردوسی هم دوشادوش پدران و مادران و برادران و خواهران و معلمان فرهیخته خود به میدان مبارزه آمده و به صفوف مسحکم امت اسلامی ایران پیوستند. چرا که انقلاب اسلامی ایران آن چنان گسترده و فراگیر بود که همه افراد از هر گروه و جمعیت و سنی در آن شرکت می‌کردند.

 

حضور گسترده دانش‌آموزان در حوادث انقلاب اسلامی

شانزدهم مهر ماه 57 اکثر مدارس تبریز از جمله دبیرستان­های منصور، فردوسی، لقمان شاهدخت و انستیتو تکنولوژی صنعتی تعطیل بود. دانش­آموزان در محوطه این مدارس دست به تظاهرات آرام زدند و گروهی از دانشجویان دختر و پسر دانشسرای مقدماتی و راهنمایی تحصیلی با اجتماع در اداره کل آموزش ­و ­پرورش آذربایجان‌شرقی درخواست کردند مدیر کل آموزش­ و پرورش به تقاضاهای آن­ها رسیدگی کند. (اطلاعات، ش 15731، ص 14)

با اوج گرفتن انقلاب، دبیرستان‌ها از جمله دبیرستان فردوسی تبریز نیز سنگر مبارزه علیه حکومت شاه درآمد. سازمان منیتی ساواک به تعقیب و دستگیری دانش‌آموزان و فرهنگیان مبارز اقدام می‌کرد. با شرکت فعالانه فرهنگیان در اعتصابات، راهپیمائی‌ها و تظاهرات دانش‌آموزان نیز وارد مراحل جدید و گسترده‌ای شد.

شرح حال يوسف ناظري عنصرودي؛ حماسه‌آفرین 22 بهمن تبریز

مروری بر خاطرات و زندگی‌نامه شهدای دانش‌آموز دبیرستان فردوسی حقایق زیادی از این مبارزات افتخارآمیز را آشکار می‌سازد. یکی از این افتخارآفرینان دانش‌آموز شهید یوسف ناظری عنصرودی است که از شهدای 22 بهمن 57 در تبریز است و در این قسمت خاطرات و زندگی‌نامه‌ اين شهید والامقام را زینت بخش این بخش قرار می‌دهیم:

زندگی‌نامه شهید یوسف ناظری عنصرودی

شهید یوسف ناظری در اواخر آذر ماه سال 1340 در روستای عنصرود از توابع اسکو به دنیا آمد. بعد از تولد یوسف در زندگی پدر و مادر تغییراتی به وجود آمد و رزق و روزی خدا افزایش یافت بعد از اینکه یوسف 6 ساله بود به تبریز آمدند و بعد در یک خانه کوچک در طالقانی کوچه عباس‌آباد مستاجر بودند. یوسف در این مدت با اینکه سن کمی داشت ولی درک و فهم و شعور بیشتری نسبت به زندگی داشت. یوسف در 6 سالگی علاقه شدیدی به درس خواندن داشت به خاطر همین یوسف با خرید کتاب‌های اول ابتدایی برایش سال اول را یک بار به کمک پدر و دوستان در خانه خواند ولی برای اینکه رسمی شود در سال 1347 در مدرسه ثبت نام کرد و سال اول را مجدداً در مدرسه خواند. در آن زمان یوسف در خیابان شاه در دبستان هاتف مشغول به تحصیل شد. یوسف تا مقطع سوم ابتدایی در دبستان هاتف با معدل عالی مشغول به تحصیل بود تا اینکه خانواده نقل مکان کردند و به خیابان محمدآباد منتقل شدند و بعد از اینکه در مدرسه‌ای به نام فروردین در خیابان شهناز (شريعتي كنوني) مشغول به تحصیل شد. یوسف پنج سال در این مدرسه درس خواند و دوستان زیادی برای خود یافت. همة معلمان و دبیران همیشه از یوسف راضی بودند و هر موقع پدر یا مادر به مدرسه برای رسیدگی به تحصیل یوسف می‌رفتند همه از یوسف رضایت کامل داشتند ولی یوسف از پدر و مادر خود ناراحت می‌شد و می‌گفت که برای پرسیدن درس‌هایم به مدرسه نیایید چون من خجالت می‌کشم. به گفته پدر و مادر، یوسف از همان کودکی درک و شعور بیشتری داشت یعنی هر زمان که برای آن پول توجیبی می‌دادند خرج نمی‌کرد بلکه آنها را جمع می‌کرد و برای خودش کتاب تهیه می‌کرد. به گفته پدر، یک روز وقتی که یوسف به مدرسه می‌رفت پدرش خواست که به او پول توجیبی به مبلغ 2 ریال بدهد ولی در ابتدا یوسف نگرفت و پرسید که پدر آیا امروز خرجی خانه را کنار گذاشته‌ای و این پول اضافه است که به من می‌دهی و یا از همان خرجی به من پول توجیبی می‌دهی. وقتی پدر گفت که این پول اضافی است و تو می‌تواني برای خودت وسایل مورد نیازت را بخری آن موقع بود که با تشکر فراوان از پدر آن پول را می‌گرفت. بعد از اینکه مقطع راهنمایی تمام شد یوسف خواست به مقطع دبیرستان ثبت نام کند چون معدل آن خوب بود و دبیرستان فردوسی هم چون شاگردان ممتاز را ثبت‌نام می‌کرد به خاطر بالا بودن معدل یوسف، دبیرستان فردوسی یوسف را قبول کرد و او در دبیرستان فردوسی مشغول به تحصیل شد. در آن موقع یوسف می‌دانست که خرج تحصیل آن بیشتر است و پدر و مادر بعد از آن باید خرج 3 برادر او را نیز باید بدهد تا تحصیل کنند به خاطر همین یوسف در منظریه که در آن زمان خانه‌های ایتالیایی در آنجا واقع بود می‌رفت برای آنها چمن آب می‌داد و خرج خود را درمی‌آورد حتی کمک خرج پدر و مادر نیز می‌شد. یوسف خیلی دیندار و با ایمان بود و حتی از پس‌انداز خود برای کودکان یتیم و فقیران کتاب تهیه می‌کرد حتی برای کودکان فقرا درس نیز می‌داد تا آنها نیز از تحصیل بی‌بهره نمانند. به گفته مادر شهید یک روز وقتی یوسف از مدرسه به خانه آمد دید که پدر مقداری نفت برای آنها تهیه کرده است و یوسف دید که چون می‌توان با نصف آن نیز هفته‌ای را سپری کرد، به خاطر همین نصف دیگر را به فقرا می‌داد که چرا ما زیاد داشته باشیم و دیگران نداشته باشند. در دبیرستان فردوسی یکی از دبیران یوسف آقای شامخی نام داشت که دبیر زبان او بود و همیشه از یوسف و توانایی‌ها و استعدادهای او تعریف می‌کرد. در سال 57 بود که یوسف در ششم متوسط در رشته ریاضی مشغول تحصیل بود و با توجه به موقعیت مملکت یوسف نیز در این انقلاب سهیم بود و همیشه به برادران کوچک‌تر از خود توصیه می‌کرد که هیچ وقت مقابل دشمن تسلیم نشوند و حتی اگر کشته شوند باید حرف خود را زده و بمیرند. در اواخر سال 1357 یوسف به مادرش می‌گفت که برای من کمر بدوز که بتوانم اعلامیه‌ها را داخل آن پنهان کنم. در همان روزها بود که روز بیست و یکم هنگامی که شب همه بیرون ریخته بودند و بانگ الله‌اکبر می‌گفتند که یوسف نیز با پدرش بیرون آمده بودند و بانگ الله می‌گفتند که مأموران ریخته و آنها را دنبال می‌کنند و آنها فرار می‌کنند مأموران شروع به شلیک گلوله می‌کنند و یکی از گلوله‌ها به پدر یوسف اصابت می‌کند و زخمی می‌شود. در این هنگام پدر یوسف وارد حیاط یک منزل می‌شود ولی یوسف همچنان فرار می‌کند و به یک کوچه بن‌بست می‌رسد و مأموران با شلیک گلوله به یوسف و زخمی کردن آن او را می‌گیرند و با جستجوی او اعلامیه‌ها و سخنان امام را از او می‌یابند و او را با اینکه زخمی بود با خود می‌برند و بعد از سه روز جنازة او را به خانواده‌شان تحویل می‌دهند که آن شهید در روز پنج‌شنبه 25/11/1357 در قبرستان امامیه به خاک سپرده می‌شود.

1 ـ برای اطلاع بیشتر رک به:

ـ نيكبخت، رحیم، اسمعيل‌زاده، صمد زندگي و مبارزات شهيد آيت‌الله قاضي طباطبايي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1380،

ـ بهبودي، هدايت‌الله تبريز در انقلاب، تهران، نشر عروج، 1383

ـ طاهري خسروشاهي، محمّد؛ دانشگاه تبريز در نهضت امام خميني، مجلّه 15 خرداد، 1390.

1 ـ برای اطلاع بیشتر رک به:

ـ عابدینی، ناهیده، دانشگاه آذرآبادگان به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1392

ـ نیکبخت، رحیم، جنبش دانشجویی تبریز به روایت اسناد و خاطرات، تهران سوره مهر، 1381

ارسال دیدگاه