کد خبر: 1603

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۳/۲۳ - ۹:۳۳

برگرفته از کتاب "پرسش‌ها و پاسخ‌هایی درباره تاریخ، فرهنگ و زبان آذربایجان"

آیا سومری‌ها ترک بوده‌اند؟

خبرگزاری آشکار ؛ در برخی منابع از جمله کتاب زهتابی اشاره شده است که سومری‌ها ترک بودند. دلیل مهمی هم که برای این ادعا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورند التصاقی بودن زبان ترکی و زبان سومری است. آیا سومری‌ها از نژاد ترکان بودند؟

خبرگزاری آشکار

پرسش: در برخی منابع از جمله کتاب زهتابی(1) اشاره شده است که سومری‌ها ترک بودند. دلیل مهمی هم که برای این ادعا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورند التصاقی بودن زبان ترکی و زبان سومری است. آیا سومری‌ها از نژاد ترکان بودند؟

 

پاسخ: قبل از اینکه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در رد این دیدگاه نظرات علمی مورخان و اندیشمندان ایرانی و خارجی بیان شود لازم است تا از برخی دیدگاه‌های کسانی که مدعی‌اند ‌سومری‌ها از اجداد ترکان به شمار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روند، مطالبی آورده شود. آنها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند؛

1- واژه سومر (سوبر، سوبار) از دو بخش: سومر (سوبر، سوبار): «سوب» + «ار» تشکیل شده است. واژه «سوب» (سوو) در زبان ترکی قدیم به معنای آب بوده که هم اکنون بین ترک‌های غرب دریای خزر (آذربایجانی‌ها و مردم ترکیه و…)، به صورت سو و در بین ترک‌های شرق دریای خزر (خراسانی­ها، ترکمن­ها، ازبک­ها، قرقیزها، قزاق‌ها و اویغورها و…) به دو صورت سو و سوو تلفظ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردد. دلیل این نام­گذاری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به خاطر زندگی در کنار دو رود پر آب دجله و فرات باشد.

پسوند «ار»، كلمه‌ای تركی و به معنای: انسان، مرد، جوانمرد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد و امروزه در بین آذربایجانیان و خراسانیا و … رواج كامل دارد و در مفهوم شوهر به كار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود. این كلمه به صورت تركیب پسوندی در برخی كلمات، نام قبیله و طایفه می‌سازد: خزار یا خزر: خز + ار = خزار یا خزر (نام قوم ترک­زبان خزر و نام دریای خزر).

2- افعال زبان ترکی به صورت التصاقی (ملتصق) می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشند، یعنی در زبان ترکی بن ماضی و مضارع نداریم و در تمامی زمانها، بن فعل یکسان بوده و تمامی مشخصه‌های زمان و شخص و نفی، بعد از بن فعل قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرند و یکی از دلایلی که سومریان را اجداد ترک‌ها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند، این است که تمامی افعال آنها نیز التصاقی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد و کلمات به کار برده شده در سنگ­نوشته‌ها و آثار گوناگون سومریان، قرابت بسیاری با واژگان امروزی زبان ترکی دارند.

3- از همه مهم­تر، عنوان خط پیکانی یا خط تیری که در کشور ایران، همه آن را با عنوان خط میخی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسند، ریشه ترک سومرها را نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. در زبان ترکی به تیر یا پیکان، اُخ (ox) می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند و واژه‌های مختلف سومریان از اُخ‌های متعددی در جهت‌های گوناگون تشکیل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شدند. بعد از نوشتن یازماق یا (یازماخ)، نوبت به خواندن کلمات و جملات می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد که در زبان ترکی به آن اوخوماق یا اُخوماخ (oxumax) می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند که از همان واژه اوخ یا اُخ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید که اُخ‌های نوشته شده یا حک شده را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خوانند. (ماق یا ماخ، نشانه مصدری زبان ترکی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد.)

 

 

درباره بند ابتدایی مطلب فوق به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد حتی یک فرد عادی که کمی آشنایی به زبان ترکی داشته باشد به سادگی متوجه مغلطه نویسنده مطلب خواهد شد. نگارنده به عنوان یک آذری که کم و بیش با زبان ترکی آشنا هستم نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانم ارتباط میان کلماتی مانند سو با سوب و یا سومر با سوبر یا سوبار پیدا کنم!

اما مهمترین و قابل توجه‌ترین مطلب در مورد ارتباط سومری‌ها با ترکان را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان در التصاقی و یا پیوندی(2) بودن زبان این دو جستجو کرد. هر چند با قبول این مطلب، باید این را هم قبول کنیم که ژاپنی­ها، کره­ای­ها، چینی‌ها و برخی دیگر از قبایل آفریقایی هم که زبان التصاقی دارند نیز ترک هستند!

 

تا زمانی که اطلاعات و داشته های علمی ما از قبایلی همچون سومری‌ها به اندازه­ای نبود که واقعیت‌ها و زوایای پنهان زندگی آنها از جمله زبانشان را از دل منابع تاریخی استخراج کنیم، با استناد به برخی موارد از جمله التصاقی بودن زبان سومریان، عده­ای مدعی شدند که آنها همان اجداد ترکان ایران به شمار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روند. این بحث را اولین بار دانشمندی آلمانی­تبار به نام هومل مطرح کرد. هومل معتقد بود زبان سومری به خانواده اورال-آلتایی تعلق دارد. در زمان هومل، تنها خود وی بود که در میان دیگر سومرشناسان به این ادعا اعتقاد داشت. آن زمان، موریس جاستروی کوچک (Morris Jastrow JR) که استاد دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا در سال ۱۹۰۶ بود، درباره ادعای هومل این گونه نوشت:

«نظر هومل را در این مورد مانند بسیاری از مسائل دیگر تنها یک دانشمند قبول کرده است، آن دانشمند خود هومل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد! فهرست واژگان سومری، با مترادف‌های تصور شده ترکی­شان، که او ترتیب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد، اعتماد و اطمینانی را به روش وی، القا نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند»

در دانشنامه بریتانیکا در مورد زبان سومری آمده ‌است: «زبان سومری، زبان تک­خانواده (ایزوله شده) و کهن‌ترین زبان مکتوب موجود است. این زبان برای نخستین بار در حدود ۳۱۰۰ ق م در جنوب میان­رودان گواهی گردیده و در طول هزاره سوم ق.م رشد و توسعه یافته‌است. در حدود ۲۰۰۰ ق م زبان سومری به عنوان زبان محاوره‌ای، با زبان سامی اکدی(آشوری ـ بابلی) جایگزین شد اما کاربرد کتبی آن کمابیش تا پایان حیات زبان اکدی، در حوالی آغاز عصر مسیحیت ادامه داشت. زبان سومری هرگز بسیار فراتر از مرزهای اصلی خود در جنوب میان‌رودان توسعه نیافت. شمار اندک گویندگان بومی این زبان، تناسبی با اهمیت عظیم و تأثیرات زبان سومری بر توسعه تمدن میان‌رودان و تمدن‌های دیگر در همه مراحل آنان نداشت».(3)

جان هیز استاد دانشگاه برکلی آمریکا در مقدمه کتاب «سومریان» می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسد: «زبان سومری این امتیاز را دارد که کهن‌ترین زبانی است که اسنادی از آن به جا مانده است. نخستین متن‌های کشف شده از این زبان که در نواحی جنوبی میان­رودان (بین­النهرین) باستان، عراق امروزی، رایج بوده، به ۳۱۰۰ سال پیش از میلاد مربوط می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. سومری، به عنوان زبانی گفتاری، دو هزار سال پیش از میلاد متروک شد اما تقریباً تا دو هزار سال پس از آن هم این زبان به عنوان زبان «فرهنگ والا» در مدرسه‌های میان­رودان تدریس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد. سومری زبانی جدا است و به طور مشخص وابسته به هیچ خانواده­ای نیست. از دیدگاه گونه­شناختی، زبان سومری با زبان سامی که جایگزین آن در میان­رودان شد کاملاً فرق دارد. ساختار جمله در زبان سومری به صورت «فاعل، مفعول، فعل» است. روابط دستوری در این زبان با «وند»هایی که به فعل اضافه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند تعیین می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردد و قیدها نیز به صورت «پی­بست» در جمله می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آیند. این پی­بست‌ها به وسیله پیشوندهای متصل به فعل ارجاع داده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند. همچنین روابط دستوری در این زبان، ارگاتیو و گسسته است و از این جهت، در ساختارهای ارگاتیو بهترین بازدهی را دارد و در ساختارهای فاعلی- مفعولی بازدهی کمتری دارد. چون سومری زبانی تک خانواده­ای است و نیز هزاران سال است که از آن استفاده نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، تعیین دستور این زبان دشواری‌های ویژه­ای را فرا روی پژوهشگران قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. هنوز چالش‌های بزرگی در تشخیص ترتیب تکواژها در این زبان وجود دارد و شناخت ما از زبان سومری در سطح گفتمان بسیار اندک است.»(4)

در مورد زبان آذربایجان و بی­ارتباط بودن آن با زبان سومری در بخش مربوط به خود به طور تفصیل سخن به میان خواهد آمد، لذا در اینجا به همین اندازه بسنده کرده و به مسائل تاریخی سومریان و ترکان خواهیم پرداخت.

 

طرفداران پان‌ترکیسم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند «سومرها شاخه‌اي از اقوام آسيایي اورال ـ آلتائيک بودند که در حدود شش هزار سال قبل از ميلاد، همراه با اقوام و خويشاوندان خود، هوري­ها، ايلاميان و… از آسياي ميانه کوچ کرده و دولت هاي مقتدري را در ايران، آناتولي و بين­النهرين ايجاد کردند.»

درباره خاستگاه ابتدایی سومری‌ها مورد وثوق‌ترین دیدگاه هیچ مدرک و سندی برای مهاجرت آنها از آسیای میانه ارائه نکرده است. در این مورد هیچ مدرک تاریخی نیز وجود ندارد. اما برخی از دانشمندان خاستگاه سومریان را شرق فلات ایران دانسته‌اند. علی صالح پاشا در کتاب «تاریخ حقوق»، سومریان را از تبار قفقازی (گرجی و چچنی) دانسته و سیر مهاجرتی آنها را از شمال غربی ایران به سمت میان­رودان دانسته است. صالح پاشا در کتاب خود می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسد: «نزدیک شش هزار سال پیش در جستجوی زمین‌های حاصلخیز، قومی به نام سومر از راه قفقاز و شمال غربی ایران به نواحی جنوبی بین­النهرین آمدند و در سرزمین واقع در جنوب مرکزی عراق که سومر نامیده شد و بعد به بابل معروف گردید سکنی گزیدند و به خط میخی روی هزاران لوح گلی قوانین و سرگذشت خود را به زبان سومری نوشتند. الواح مزبور در موزه‌های بزرگ جهان نگهداری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. بیش از نود درصد الواح و استوانه‌ها و آثار دیگر اسنادی است مربوط به امور اداری و اقتصادی و حقوقی و احکام محاکم و قباله‌های نکاحی و معاملات و وصایا و قبوض ذمهّ و نام‌های خدایان و امکنه و اشخاص».

اما اگر فرضیه مهاجرت سومری‌ها از مرزهای شرقی فلات ایران به سمت میان‌رودان را قبول داشته باشیم، باز دلیلی بر ترک نژاد بودن آنها نیست. همچنان که در بخش‌های قبلی نیز اشاره شد علم تاریخ، 600 قبل از میلاد و در واقع تشکیل اولین حکومت توسط ترکان را به عنوان مبدأ تاریخ آنها برمی­شمارد. تا آن تاریخ ترکان در منتهی­الیه شرقی قاره کهن زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند و البته طبق نظریات معتبر تاریخی و علمی سکاها که گروهی از آریائیان بودند در مرزهای شرقی ایران ساکن بودند. حال اگر مهاجرت سومرها از سمت مشرق فلات ایران را قبول کنیم باید اذعان کنیم که سومریان همان سکاها بوده‌اند ‌که به میان­رودان آمده و تمدن­ساز شده‌اند.

***

پی­نوشت­ها:

1- محمدتقی زهتابی نویسنده قوم­گرای ایرانی بود. از نظریات غیر علمی وی می‌توان به ترک بودن اقوامی چون عیلامیان، سومریان، مادها، اشکانیان، اورارتویان، مانناییان، لولوبیان، گوتیان، هوریان، اشاره کرد. وی در کتاب «تاریخ دیرین ترکان ایران» اولین تمدن‌های بشری و اختراع خط و قانون را نیز منسوب به ترکان کرده‌است. این تحقیقات در نزد مورخان و پژوهشگران ارزشی نیافت. دکتر  حمید احمدی در مقاله “در آذربایجان چه گذشت؟” که در مجله اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره ۱۸۲-۱۸۱ (مهر و آبان ۱۳۸۱) چاپ گردید در صفحه ۴۴ درباره زهتابی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسد: «قابل ذکر است که محمود پناهیان (رئیس گروه سربازگیری برای فرقة دموکرات)، پس از فرار به شوروی، در سال‌های دهة ۱۳۵۰ شمسی در یک مأموریت از باکو به بغداد اعزام شد و در آنجا ضمن همکاری با رژیم بعث عراق به تأسیس یک گروه سیاسی به نام «جبهة ملی خلق‌های ایران» دست زد و شعبه‌هایی از آن به تبلیغ قوم‌گرایی در آذربایجان، کردستان، بلوچستان و خوزستان ایران پرداخت. مدتی بعد، محمدتقی زهتابی چهرة شناخته­شدة پان‌ترکیست (که در شاخة جوانان فرقة دموکرات فعالیت داشت)، به پناهیان پیوست و در بغداد در رادیوی گروه او به تبلیغ اندیشه‌ای پان‌ترکی پرداخت و در دانشگاه بغداد نیز تدریس کرد. وی پس از سقوط شاه به ایران بازگشت و به ترویج افکار پان‌ترکی در تبریز مشغول بود، و همو بود که با تکیه بر نوشته‌های پان‌ترکی و تاریخ‌نگاری‌های تخیلی محافل پان‌ترکی باکو و استانبول-آنکارا، و سرهم‌بندی حوادث پراکندة تاریخی و تحریف آنها تلاش کرد کتابی به نام «تاریخ باستانی ترکهای ایران» تهیه کند، که اصولاً آذربایجان ایران را از حوزة تمدن ایرانی خارج می‌کرد و با جهان پان‌ترکی متصل می‌ساخت. حلقة پان‌ترکی طرفدار او در داخل ایران و در جمهوری آذربایجان تبلیغات فراوانی برای ترویج نوشته‌های او و جا انداختن آن به عنوان تاریخ آذربایجان یا ترک‌های ایران کرده‌اند، اما این نوشته‌ها به علت ذهنی بودن و عدم تطابق با واقعیت‌ها و نوشته‌های متعبر تاریخی، در نزد مورخان و پژوهشگران ارزشی نیافت».

2- زبان پیوندی یا التصاقی زبانی است که به طور وسیع از التصاق (به معنی چسباندن) استفاده می‌کند: بیشتر واژگان از چسباندن تکواژها به یکدیگر ایجاد شده‌اند. این عبارت اولین بار توسط ویلهلم فون هامبولت در ۱۸۳۶ جهت طبقه­بندی زبانها از دیدگاه تک‌واژشناسی ارائه گردید. در یک زبان پیوندی (یا التصاقی)، نمایه‌ها جداگانه، از دسته بندی‌های مرتبط، یک به یک به پایه لغت افزوده می‌شود.

3- Gelb، Ignace J. «Sumerian language». Encyclopædia Britannica Online.

4- John Hayes, University of California, Berkeley

“Sumerian” 2nd printing June 1999, Languages of the World/Materials 68, LINCOM EUROPA, Paul-Preuss-Str. 25, D-80995 Muenchen, Germany.

دیدگاه کاربران

نظرات در انتظار تایید: 10

کل نظرات :1

  • فارس

    تاریخ : ۴ - تیر - ۱۳۹۵

    فکر کنم همه باید فارس باشند و تنها کتابشان شاهنامه مقدس!!!!


    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه